امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

امیرعلی

سلام

بالاخره نهم اسقند 91 امیرعلی کوچولو هم دنیای فرشته های اسمونی رو ترک کرد و به جمع فرشته های زمینی پیوست. فرشته ای که با اومدنش مژده رسیدن بهار رو بهمون داد.

آللاه بونون تاييني وئر
اوخونو گيزلت ياييني وئر
اولانلاراينكين ساخلا
اولمايانلارين پاييني وئر

چشمک

بدون عنوان

با سلام الان که این مطلبو می نویسم نزدیک 4 ماه از فوت پدر بزرگ امیر علی (پدر من) می گذره و این موضوع اونقده منو ناراحت کرده که هنوز به خودم نیومدم. چند روز پیش که دوربینمو برداشتم دیدم از تولد دو سالگی امیر علی تا حالا عکساشو از دوربین کپی نکردم. عکسای تولد امیر علی که اتفاقاً بد جوری اشکامو در اورد چون بابامم تو اون عکسا بود. به هر حال اون عکسارو به اضافه چند تا عکسی که چند روز پیش کنار دریا انداختیم رو میذارم تا ببینیم بعد چی میشه.       ...
17 مهر 1394

بدون عنوان

با سلام امیر علی جان خیلی وقته که نتونستم وبلاگتو بروز کنم. یکی واسه اینکه بر خلاف 18 ماهه اولت، شدیداً در مقابل عکس گرفتن مقاومت می کنی. تو این مدت اتفاقات تلخ و شیرین زیادی واسمون افتاد که منم وقت نکردم عکسی ازت بگیرم. اتفاقاتی از قبیل خرید خونه، عمل جراحی زانوی من و مریضی بابا بزرگت که تقریبن در مدت سه چهار ماه پشت سرهم اتفاق افتاد. ولی تو تو این مدت تغییرات زیادی داشتی. الان که حدوداً27 ماهه هستی کاملاً راحت میتونی بدویی و بپری. قدت هم خوبه. دندونات تکمیل شدن. حرف زدنت هم بد نیست.با اینکه نمی تونی جمله بسازی ولی کلمات نسبتاً زیادی رو می تونی بگی. به هر حال چند تا عکسی رو که تونسته ام با گوشیم بگیرم اینجا میذارم. اینشا ا...
24 ارديبهشت 1394

بدون عنوان

سلام امیرعلی جان شرمنده از بابت تاخیر بیش از حد در آپدیت وبلاگت. راستش تو این دو سه ماه اونقد شلوغ شدی (هزار ماشاالله) که حتی اجازه عکاسی هم نمیدی. همین که دوربین رو تو دستم می بینی فوری میای دوربین و میگیری و می خوای عکسای قبلیتو ببینی. هر چی هم تلاش کردم نتونستم عکس بدرد بخوری ازت بگیرم. البته دروغ چرا یکمی هم تنبلی از من بود. به هر حال یه چند تا عکس ازت گرفتم که می ذارم اینجا. چند روز پیش یه برف درستو حسابی بارید. تو هم از خدا خواسته شال و کلاه کردی و رفتی برف بازی. اینم از عکساش:   اینم سه تا عکس یادگاری با دینا دختر عمه ات: ...
3 آبان 1393

امیرعلی در مشهد مقدس

با سلام جای همه خالی. امسال فرصتی شد که در لیله الرغائب همراه با امیرعلی در حرم مقدس امام رضا (ع) باشیم. انصافا" لحظات تکرار نشدنی بود. امیر علی هم که کلی ذوق کرده بود.  ضمن اینکه کلی هم دوست پیدا کرد. با اینکه فرصت کمی داشتیم (فقط 3 روز) با این حال سفر خیلی خوبی بود. این چند تا عکسم به زور تونستم ازش بگیرم. آخه خیلی شلوغ شده. وقتی می بینه دارم ازش عکس می گیرم عمدا" از جلو دوربین در میره. تازه یادم رفت بگم دیگه امیرعلی قشنگ می تونه راه بره. با چند تا دندون تازه هم که دراورده دیگه یه شیطونی شده که نگو. این عکسو تو هواپیما وقتی تو خواب بود گرفتم: این عکسم تو فروشگاه پروما ازش گرفتم: اینم از عکسای حرم ...
25 ارديبهشت 1393

دندان جدید

سلام امیرعلی، تو این یکی دو هفته ماجراهای زیادی رو پشت سر گذاشته یا داره طی می کنه. تعطیلات که می خواست تموم بشه دیدیم داره یه چند تا دندون جدید در میاره. دوتا پائین و یکی یا دوتا هم بالا. این قضیه همزمان شد با یه سرماخوردگی کوچیک که با تب  نسبتا بالا همراه بود. این ها رو اضافه کنین به شروع راه رفتن این نی نی خوشگله. حالا هم که هم نظم خوابش به هم ریخته و هم شلوغیش بیشتر شده. دیگه جایی نمونده که به هم نریخته باشه. واسه همین نه می ذاره ازش عکس بگیرم نه این که وبلاگشو اپدیت کنم. این چند تا عکسم از 14 ماهگیشه که به زور تونستم بگیرم. ...
29 فروردين 1393

چهارشنبه سوری و عید نوروز

با سلام و تبریک سال نو امسال با ابنکه دومین عید نوروزی بود که امیرعلی سپری می کرد ولی با این حال عید امسال یه حال و هوای دیکه ای داشت. من که باباش باشم لحظه تحویل سال سر کار بودم و دور از خانواده. ولی امیرعلی که داره آماده می شه که راه بره و دینا (دختر عمه امیرعلی) شیطونیهای زیادی انجام می دادند. خلاصه که عیدی بود امسال ...   اینم از تخم مرغ رنگی و سهم آجیل 4 شنبه سوری امیرعلی و دینا : و اینها هم عکس باقلواهایی که بابا بزرگ امیرعلی (بابای بابای امیرعلی) واسه عید پخته دستش درد نکنه:   ...
9 فروردين 1393

تولد امیرعلی جونم

با سلام از اونجا که خودمون تو سراب خونه گرفتیم امسال دوتا تولد واسه امیرعلی گرفتیم. یکی تو سراب با خونواده مامان امیر علی و یکی تو اردبیل با خونواده من (بابای امیرعلی). اینم از عکسای تولد امیرعلی:     ...
15 اسفند 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به امیرعلی می باشد